X
تبلیغات
رایتل

مردی که خودش را خورد

اشعار بنیامین پورحسن

شنبه 26 مرداد 1392 ساعت 02:44

غزلی برای چشم های تو(2)

گیچ گیجم من از معمایت
ضرب و تقسیم و جمع و منهایت
بخش کسری تختخوابم است
جبر مجهول خالی جایت
سمت آبی خواب تو رفتم
تا که خیسم کنی به رویایت
کاش موجی مرا به خود بکشد
بر رواق وسیع دریایت
خاطره پشت خاطره رج خورد
زیر انبوه رد پاهایت
حسرتی مانده بر دل دیوار:
پنجره پنجره تماشایت
......
دشمنان قرار و خواب منند
مرگ بر آن دو چشم گیرایت.