مردی که خودش را خورد

اشعار بنیامین پورحسن

پنج‌شنبه 29 خرداد 1393 ساعت 20:19

خراش خاطرات بر قامت درخت

اتفاق بزرگ زندگی ام ! کی می افتی میان آغوشم؟
من که عمری نخورده مست توام ،کی تو را جرعه جرعه می نوشم؟

کی قرار است آنکه می خواهم ، ته فنجان فال من باشی؟
یا که اصلا بگو چگونه؟ کجا؟ کی قرار است مال من باشی؟

این سوالات مرد زندانی ست ، در اتاقی که عین سلول است
در قبال دلی که می شکند ، آنکه رفته همیشه مسوول است.

بار سنگین رفتنت را بر شانه ی لاغر من افکندی
بر درختی که قامت من بود خاطره روی خاطره کندی.

من سفر کرده ام تو را در شعر تا همانی شوم که می خواهی
مرکز ثقل این دگردیسی ، نقطه ی عطف این فرآیندی .

با روش های چاله میدانی ، شب به شب مثل عصر مشروطه
با دو تا چشم های قز/زاغ ات ، مجلسم را به توپ می بندی .

چله می گیرم از همین امشب تا به رویا ببینمت شاید
ذکر "امن یجیب...." می خوانم ، تا به کابوس ها نپیوندی.
.........
.........
در حضور مبارکت ای عشق ، کفرگویی چقدر شیرین است !
"وحده لا اله الا...."تو....تو دقیقا خود خداوندی !



این شعر را در ماهنامه ی ادبی  "سیولیشه" بخوانید.

این شعر را در شعر و غزل امروز بخوانید.
شنبه 24 خرداد 1393 ساعت 08:57

فاتح امیرآباد

"گام‌ها می‌گویند که مرد آیا در راه خویش گام می‌زند یا نه: پس راه‌رفتن را بنگرید آن‌که به هدف خویش نزدیک می‌شود رقصان است."
"چنین گفت زرتشت" اثر نیچه.


نسل تو نسل بی کسی بوده
نسل یک عمر پشت پا خوردن
نسل "بیلاخ" های پی در پی
نسل از خلق و از خدا خوردن.

مرگ را نائب الزیاره شدن
دور باطل به دور باطل ها
روی تقویم ها رژه رفتن
پای چپ زیر طبل قاتل ها !

نسل تو امتداد یک داغ است
داغ ِ آفت به جانِ ریشه شدن
نسل بعد از خمار و خلسه ی دود
نسل بعد از "کراک" و "شیشه" شدن.

باغ وحشی میان آدم هاست
تا برای خودش خری باشد
تا "فراسوی نیک و بد"* رفته
"آنک انسان"* دیگری باشد.
.......
.......

پدرت جنگ کرد و پس نگرفت
از تو هرگز همان کسی که تویی
سنگر و خاک و خاکریزش را
از "دفاع مقدس"ی که تویی!

پدرت چون همیشه منتظر است
"شاید این جمعه..." های خون بارش.....
چارچشمی به جستجوی کسی
تا بگیرد به زیر رگبارش.

زیر باران سوار اسب آمد
_پدرت قاتح "امیر آباد"_
پدرت سیب سرخ وسوسه بود
روی پاهای مادرت افتاد

نسل خود را ادامه می دهد از
جفت و لنگی که می رود به هوا
تا دوباره به سوگ بنشاند
"هجده تیر"های دانش/گااااااا.



*پی نوشت:

"فراسوی نیک و بد" و "آنک انسان" هر دو آثاری به قلم نیچه هستند.